چهارشنبه ٢٥ مهر ١٣٩٧ فارسي|Deutsch
صفحه اصلی|سفر به ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
Title


  چاپ        ارسال به دوست

زنان درآلمان؛ احقاق حقوق مدنی

 

 

 

 

 

در ایران و برخی از دیگر کشور ها دنیا، کشورهای اروپایی مانند آلمان و فرانسه نزد برخی از طبقات جامعه همواره به عنوان پیشرو در زمینه آزادی های مدنی شناخته می شوند. اما سیر تکامل این رخداد از گذشته تا کنون مسیر جالب و قابل توجهی داشته است. در کشور های اروپایی مانند آلمان، «آمار: بسیار دقیق و حائز اهمیت برای دولت محسوب می شود. چراکه میتوانند با در دست داشتن اطلاعات درست و دقیق به نیازهای اجتماعی پاسخی هدفمند دهد و از شکل گیری پدیده ها و زلزله های اجتمایی و جنبش های مدنی در ابعاد بزرگ پیشگیری کند. از زاویه دیگر در صورت شکل گیری بحران های اجتماعی، از نحوه برخورد صحیح با آن آگاه باشند. به بیان واضح با برنامه ریزی دقیق برای هر مسئله ای راهکاری درست داشته باشند.

در آلمان و سایر کشور های غربی تاکید بر حقوق برابر میان زنان و مردان شده است. اگر بخواهیم به آغاز مطالبات مدنی مردم در آلمان و یا اروپا نگاهی کوتاه بیندازیم باید به سال های بسیار دور برگردیم و نگاهی نیزبه تاریخچه برخی از این آزادی های حقوقی و مدنی، خاصه برای زنان داشته باشیم و همینطور به نحوه برخورد دولت ها با مطالبات مردمی و جهت دهی آنهابه روشنفکران در طول زمان.

بعد از جنگ جهانی دوم در آلمان، به عنوان اولین گام در راستای حقوق زنان، مجلس آلمان در سال 1948 قانونی را تحت عنوان برابری زنان و مردان از لحاظ حقوقی به تصویب (بوندستاگ) رسانید. پس ازاجرایی شدن این قانون شوهران دیگر قادر به خاتمه دادن به مشاغل زنان بدون اطلاع آن ها نبودند و حقی بر مدیریت دارایی های همسر خود نداشتند. با این وجود، باز هم بسیاری از امتیازات شوهران حفظ شد به طوریکه بیست سال دیگر طول کشید تا زنان مجاز به انتخاب حق کار بدون اجازه همسرشان باشند. از آن زمان تا کنون پیشرفت های زیادی در حفظ حقوق زنان انجام گرفته است.

از آن زمان تاکنون، افرادی مانند مانوئلا اشوسیگ (SPD) ایده های بنیادین زیادی ابراز داشته اند. مانند بهبود مزایای کمک هزینه ی مراقبت از کودکان یا کمک هزینه ی والدین (Elterngeld) که در صورت کار والدین طی مدت چهار ماه بعد از زایمان به صورت پاره وقت (مجموعا 25 تا 30 ساعت در هفته) به مقدار این پول اندکی اضافه خواهد شد. اما به نظر برخی افراد در این مورد ممکن است حقوق زنان بدرستی رعایت نشود چراکه دقیقا مشخص نیست که در این مدت مرد هم به اندازه زن کار کرده باشد؟

زنان در آلمان بیشتر از حد متوسط برای امور خانه داری و مراقبت از کودکان وقت صرف می کنند. تقریبا دو سوم کار خانه توسط آنها انجام می شود. از این رو،باید اضافه داشت زنان به طور قابل توجهی کمتر از مردان درآمد کسب می کنند. این تفاوت در میزان در آمد طبق مطالعات آماری حدود 20 درصد برآورد شده است. به طور مثال در سال 2016یک زن (بعنوان مثال معلم) با موقعیت شغلی، سطح معلومات و کیفیت کاری برابر با همکار مرد خود، به ازای هر ساعت کاری 16.2 یورو حقوق دریافت می کند در حالیکه یک مرد با شرایط ذکر شده به ازای هر ساعت 20.7 یورو دریافتی دارد. این تفاوت حتی بعدها در زمان دریافت مزایای بازنشستگی نیز منعکس خواهد شد. به طوریکه تفاوت حقوق و مزایای بازنشستگی برای دو جنس 57 درصد است.

از دیگر سیاستهای دولت برای حمایت اززنان، قانون اعلام درآمد کارخانه هایی با حداقل 200 کارمند است که در این راستا شورای کار (نه کارفرما) میزان درآمد کارخانه را اعلام میکند زیرا به نظر دولت این حق کارمندان و کارگران است که از درآمد کارفرما مطلع باشند اما در این قانون ذکر نشده که آیا به نسبت درآمد اعلام شده، حقوق دریافتی کارمندان و کارگران عادلانه محاسبه خواهد شد و یا به تعبیری تغییر در میزان دست مزدها ایجاد می شود؟ پس از اعلام این قانون احزاب چپ و سبزها طی اعتراضی اعلام کردند که این قانون هیچ ارتباطی به حقوق زنان ندارد.

خشونت علیه زنان مسئله ای شناخته شده در آلمان حتی از طرف دولت محسوب می شود. با این همه باید تعریف رایج از خشونت علیه زنان را در این کشور تا حدی متفاوت از تصور عمومی دانست. بدین معنا که صرف عبارت خشونت (اعم از خانگی و ... ) علیه زنان مصداق آنچه به عنوان تجاوز به عنف تلقی می گردد را شامل نمی شود. آزارهای زبانی، همبستری با زوج (اعم از همسر قانونی یا شریک زندگی) بدون کسب رضایت قبلی، تبرّج اندام های جنس مخالف، ضرب و شتم و .. مصادیق گسترده دامنه شمول خشونت جنسی است که در پی شکایات زنان مطرح و مورد رسیدگی قرار می گیرد. دولت در سال 2011 در روز جهانی زن تصمیم به پیوستن به کنوانسیون استانبول (توافقنامه بین المللی برای جلوگیری از خشونت علیه زنان و مبارزه با آن) پیوست. جمهوری فدرال یکی از امضاکنندگان اصلی این توافقنامه بود. با این همه از سال 2011 تا کنون هیچ اتفاقی قابل توجهی در این زمینه نیفتاده است.

خشونت خانگی (ضرب و شتم)و سوء استفاد جنسی در آلمان به صورت یک تابو مطرح است. در سال 2015 حدود 104 هزار زن از جمعیت هشتاد و چند میلیونی این کشور مورد خشونت خانگی از طرف شوهران یا شرکای زندگی خود قرار گرفته اند. اما گفته می شود در برخی موارد، بسیاری از زنان حتی در صورت آسیب شدید شکایتی در اداره پلیس تنظیم نمی کنند.

در آلمان حدود 350 خانه زنان (Frauenhaus) وجود دارد. این خانه ها مخصوص زنانی (و کودکان آنها) است که از خشونت خانگی رنج می برند. دراین خانه ها به این زنان در صورت نیاز محلی برای اقامت و خدمات مشاوره ارائه می شود. همینطور حدود 40 پناهگاه برای مراقب از زنان در برابر همسرانشان وجود دارد. به گفته ی ماریا لوهایده از سازمان خیریه کلیساهای پروتستان در آلمان (Diakonie Deutschland) این مقدار خانه و فضا برای اقامت این زنان کافی نیست. زیرا طبق آمارهای اعلام شده، فقط حدود 16 هزار زن ناراضی از خشونت خانگی به این اماکن پناه آورده اند. به گفته ی خانم لوهایده این مشکل براحتی قابل حل نیست تا زمانیکه سازمانی کاملا مستقل برای حمایت از حقوق زنان آسیب دیده از خشونت خانگی تاسیس نشود.

در این میان می توان به این نکته مثبتی نیز اشاره کرد که نرخ اشتغال زنان در آلمان رو به افزایش است و زنان نقش خود را در جامعه امروز جدی تر دنبال می کنند به طوریکه نرخ اشتغال زنان از سال 1995 تا کنون حدود 10 درصد افزایش داشته است. بالارفتن سطح آموزشی و تحصیلی و خواست استقلال مالی از دلایل این رشد عنوان می‌شوند.  امروزه در آلمان در بسیاری از مشاغل از جمله مشاغلی که در گذشته به طور سنتی مشاغلی مردانه به شمار می‌آمدند مانند صنایع، زنان زیادی را مشغول به فعالیت‌ کرده است. در حوزه‌هایی مانند بهداشت و درمان، خدمات اجتماعی، مشاغل تربیتی و آموزشی هم غلبه با زنان است.

اما سهم زنان آلمانی برای کسب جایگاه های مدیریتی در قیاس با برخی دیگر از کشورهای هم مرز در حوزه اسکاندیناوی اندک است. زنان در سیاست هم به اندازه مردان فعالیت زیادی ندارند. به طور مثال درسال 2009، تنهاحدود386 هزارزن ازبین تقریبا 1.4 میلیون اعضای احزاب آلمان، در این حزب ها مشارکت داشته اند. آنها فقط بیش از یک چهارم (27.7 درصد) از اعضای حزب را تشکیل میدهند. ریشه این امر را باید در همان گزاره نخست، یعنی پذیرش بخشی از مسئولیت خانه توسط زنان دانست.

در سال 2013 احزاب گفتگوهایی برای تعیین درصد الزامی مشارکت زنان در رده‌های مدیریتی ساختارهای حزبی انجام دادند. این گفتگوها در ماه دسامبر سال 2014 به بار نشست و در نتیجه ی قانونی تصویب شد که شوراهای بازرسی شرکت‌های آلمانی ثبت شده در بورس را موظف می‌کند تا از پایان سال 2016 میلادی میزان مشارکت زنان در رده‌های مدیریتی را به 30 درصد برسانند.


١٤:٠٩ - 1396/09/27    /    شماره : ٦٩٤٠٥١    /    تعداد نمایش : ١٣٥


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
banners
Freitagskino

Call for Papers Zweite Internationale Konferenz zu Schiastudien

Der Islam & Deutschland

اطلاعیه مراسم مرثیه حسینی

Instagram (Iran_Kultur)

biblio

iqna

Reise in den Iran

Islamic Scolar schools

اسلام‌شناسی و الهیات اسلامی در آلمان

Iran-wissen

Iran & Kultur/website

مرکز فردوسی

studie

شرق شناسی

MenaLib

فصلنامه اشپکتروم ایران

Iran Today

دستورِ زبانِ پارسی

Islamic Republic News Agency

iranyad.ir

farsi

Botschaft

samantarjomah

فارسي بياموزم

اوقات شرعی

sazman

صفحه اصلی|سفر به ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت